شايد اگر روزنامه ايران يكي از دو روزنامه مورد علاقه امير سرتيپ آشتياني نبود، درخواست مصاحبه ما با جانشين فرمانده كل ارتش براي روز ارتش امسال انجام نمي شد. متن مصاحبه فايل پي دي اف
دريافت جايزه من توسط همسرم بهترين اتفاقي بود كه مي توانست بيفتد. شايد اگر شخصاً اين جايزه را دريافت مي كردم برايم اين قدر خاطره انگيز نبود. من از كيلومترها آن طرف تر در بندرعباس براي او به عنوان « بهترين همسر دنيا» كف زدم...
کاوشگر ایرانی که در روز اعلام اخبار خوش هوا- فضا به فضا پرتاب شد کجاست؟ آیا منفجر شد ؟ چیزی را در مدار قرار داد؟ الان ما در آسمان چیزی را داریم؟ و ....
اینها همه پرسشهایی است که مردم در ذهن داشتند و خیلی خوشحالم که به عنوان نخستین خبرنگار ایرانی ، پاسخ سوالاتی از این قبیل را در اختیار آنان قرار دادم. و البته به اعتقاد من و بسیاری از همکاران منصف این مطلب (PDF FILE ) ارزش تیتر یک روزنامه را داشت و خوشبختانه چنین نیز شد.
نخستين يادداشت من در روزنامه ايران به نام او ثبت شد. اين شروع را به فال نيك مي گيرم. البته مطلبي بود كه به دعوت احسان براي وبلاگم نوشته بودم اما حجم فعاليت هاي كاري اجازه نداد آن را همزمان در وبلاگ منتشر كنم.

تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه
است
که از پشت دشداشههای
سفید
وقار عربی ات را نمایان کند.... متن کامل در منبع اصلی
از بخت بد جامعه مطبوعاتی ماست که میدان رقابت کاندیداهای عضویت درهیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران بیشتر به رویارویی سیاسی شبیه شود. شاید بهتر بود گروه های چپ و راست به جای لشکر کشی اجازه می دادند ملاک کارآمدی این بار در محفل درونی روزنامه نگاران سرنوشت این انجمن را مشخص می کرد. ( که نتیجه آن از پیش معلوم است ! )
با توجه به كند بودن و عملاً غير قابل استفاده بودن بخش جستجوي برخي سايتهاي خبري و خبرگزاري هاي داخلي ، بخش خبر موتور جستجوي پارسيك اين امكان را فراهم آورده است كه در ميان تيتر خبرهاي منتشر شده ازسوي خبرگزاري ها عبارات مورد نظر را مورد كاوش قرار دهیم . اگرچه در حال حاضر امكان جستجو در متن خبرهاي روز در قالب اين سيستم فراهم نیست اما به نوبه خود کمکی به روزنامه نگاران فارسی زبان محسوب می شود.
براي آشنايي با روش كار سيستم عكسهاي شماره یک و دو را ببينيد.
همه كلافه اند. من كه بغض گلويم را گرفته است از همه اين فراز و فرود ها. وقتي كه اعلام مي شود نامه دادستاني براي رفع توقيف روزنامه ايران به مقصد نرسيده است و... و... و
![]()
پرويز زاهدي، دبير گروه ورزشي و كاووس صادقلو عكاس روزنامه ايران براي پوشش خبري و تصويري جام جهاني به آلمان رفته اند. راستي ايرانيان در جام جهاني چه مي كنند؟
آنچه از قراين و شواهد پيداست، بخش فارسي بي بي سي، يك گزارش منتشر شده خود را با عنوان " زندگی کاری زنان روزنامه نگار در ايران: يک تجربه" را از روي سايت خود برداشته است.
مطلبي غيرواقعي كه به درستي با واكنش منفي گروه قابل توجهي از روزنامه نگاران زن ايراني روبه رو شده است.
در اين نوشته ، يك تجربه خبرنگار بي بي سي از مسايل زنان روزنامه نگار ايراني ظاهراً به عنوان آنچه كه در جامعه حاكم است به مخاطبان عرضه شده بود. آن گونه كه بهمن از اين گزارش نقل قول كرده ، بي بي سي از تهديدهاي تلفني زنان روزنامه نگار ، محدوديت هاي ارتقاي شغلي آنها و حقوق اندك آنها در قياس با مردان سخن رانده است.
مرتبط: آزاده عصاران - سهيلا بيگلرخاني - آزاده بهشتي

در حالي "ايران" براي هفتمين روز متوالي در گيشه هاي مطبوعات مجال حضور نيافت كه به گواهي سايت Alexa ،در قياس با روزنامه هاي جام جم، همشهري و شرق ، روزنامه ايران مخاطبان بيشتري را در دنياي مجازي جذب كرده است. و اين جدا از شمارگان بالاي نسخه مكتوب آن است.

"محصول دانشكده خبر" خطاب يكي از مديران رسانه به يكي از همكاران فارغ التحصيل اين دانشكده بود.
در حالي كه اين روزها از دانشكده خبر ، خبرهاي خوبي به گوش نمي رسد ، اين تعبيرها نشان دهنده سبكي خاص در پرورش نيروهاي خبري است كه منحصر به اين دانشكده است. سبكي كه شكوفايي كاملش منوط به استمرار اين حركت است كه گويا اين روزها كمتر به آن توجه مي شود.
امروز يكي ديگر از هم دانشكده ايها كه افتخار چهار سال مصاحبت وي را داشتم در شيراز ، شهر شعر و ادب به كرسي رفيعي نشاندند. همين روزهاي گذشته بود كه دوست ديگري از همكلاسي هاي دانشكده خبر بر صندلی دبيري سياسي يكي از روزنامه هاي مهم كشور تكيه زد.
صد البته اين اتفاق فرخنده را تبريك مي گويم.
"تاثير نامه ايران چه خواهد بود؟" و " متن نامه رييس جمهوري چيست؟" از ديروز جزو سوالات روز خبرنگاران سراسر دنيا بود. گفته مي شود كه اين نامه در اختيار خبرگزاريهاي خارجي قرار گرفته و از اين بابت حتي صداي برخي خبرگزاريهاي داخلي نظيرخبرگزاری فارس كه ظاهراْ ارتباط نزديكي با رياست جمهوري دارد نيز درآمده است.
در زير بخشی از خبر یکی از خبرگزاريهاي داخلي مشاهده مي شود كه قضاوت درباره صحت موارد ادعا شده را به عهده شما مي گذارم. این خبر ساعت ۲:۲۱ شب مخابره شده است. 
از سوي ديگر رسانه هاي بين المللي از جمله سايت بي بي سي اين پرسش را مطرح كرده و از جهانيان خواسته كه تاثير نامه احمدي نژاد را ارزيابي كنند. پرسش بي بي سي اين بود:
What will be the effect of
در اين ميان ديدگاههاي متعددي مطرح شده است اما ديدگاهي كه به نظرم جالب آمد را "فيونا سيدنيك" مطرح كرده است و ذيل آن حمايت 132 مخاطب بي بي سي را به خود اختصاص داده است. اميدوارم كه درست ترجمه كرده باشم:
The letter won't have any effect on
" اين نامه نمي تواند تأثيري روي سياست خارجي آمريكا داشته باشد. زيرا براي اين منظور شما به مقدار زيادي پول نياز داريد ( نظير سازمان آيپك ) ، شما به تأثير گذاري بر روي رسانه ها نياز داريد ( نظير مردوخ) و يا به تاجران كاخ سفيد دسترسي داشته باشيد ( نظير هاليبرتون ) .."
با این حال همه منتظرند که آقای بوش پاسخی برای این نامه خواهد نوشت یا خیر و آیا وی نیز نامه را سربسته به خیابان پاستور ارسال خواهد کرد یا خیر . آیا در این صورت خبرنگاران ایرانی اجازه خواهند یافت محتویات آن را سریعتر از رقیبان خارجی مخابره کنند؟
موقع ناهار (حوالي ساعت 13:30بعدازظهر ) بود كه زنگ تلفن همراه يكي از همكاران بخش فني روزنامه به صدا درآمد: " سقوط هواپيما در كنار فرودگاه مهرآباد"
باز هم اندوه و مصيبتي ديگر . آن زمان با خود فكر كردم كه آيا مي توانيم با تعاريف مرسوم در جامعه دانشگاهي و رسانه اي كشور "سقوط هواپيما" را به واسطه تكرار غمانگيز آنها "خبر" بناميم يا نه. اما گويا اين حادثه يك بعد ديگري داشت كه آن را از همه حادثه هاي ديگر متمايز مي كرد و آن خبرهاي تأسف برانگيزي بود كه به مرور زمان شنيده شد: " هواپيماي C130 نظامي حامل خبرنگاران و عكاسان بود"
خدا خدا ميكردم كه اين سانحه ، تلفات جاني نداشته باشد. با خود فكر مي كردم كه آيا همكاران مطبوعاتي و رسانه اي ما كه عازم محل برگزاري بزرگترين رزمايش مشترك ارتش و سپاه در آبهاي جنوبي كشور بودند، از مزايايي نظير بيمه و البته بيمه تكميلي برخوردارند كه در صورت بروز مشكل احتمالي، حامي آنها باشد.
اما انگار كار از اين حرفها گذشته بود: " 68 خبرنگار ، گزارشگر و عكاس شهيد شدند."
همزمان بي بي سي و سي ان ان را چك كردم و نيز ديگر رسانه هاي مطرح جهان را : تيتر يك همگي وقوع اين حادثه دلخراش بود.
كاركنان خبرگزاري فارس به مانند ديگر رسانه ها در غم همكاران خود گريستند: " گفته اند كارتهاي سوخته تان را پيدا كرده اند، گفته اند هيچ سرنشيني از هواپيما زنده نيست، گفته اند از هواپيماي سوخته هيچ چيزي باقي نمانده است. اما هنوز باورمان نمي شود، هنوز گمان مي كنيم اگر جايتان خالي است به اين دليل است كه رفته ايد مصاحبه، رفته ايد ( براي پوشش خبري ) برنامه و هزاران بهانه ديگر، بهانه هايي كه نمي خواهند پروازتان را باور كند."
اسامي اعضاي جامعه رسانه اي كه از ميان پر كشيدند اعلام مي شود. زماني اندوه و بغض بيشتر در گلو سنگينتر ميشد كه عكس ها و نام هاي آشنا از سانحه ديدگان بر روي سايتها و تلكسهاي خبري مخابره ميشد. همان هايي كه تا ديروز به واسطه تخصص حرفهاي شان زبانزد بودند يا عكسهايشان زينت بخش صفحات روزنامه ها و سايتهاي اينترنتي بود. همان هايي كه در مصاحبه هاي مطبوعاتي در كنارشان مينشستيم ... .
***
آنچه اين مصيبت را از سانحه هاي مشابه بزرگتر جلوه ميدهد، شوك بزرگي است كه به جامعه رسانهاي كشور وارد ميشود. نمي دانم چقدر زمان بايد بگذرد تا سرمايه هاي انساني و حرفه اي رسانه هاي ما كه در اين حادثه از ميان ما رفتند تربيت شوند و به جامعه رسانهاي بپيوندند.
نمي دانم 17 مرداد ، روز شهادت " صارمي " خبرنگار ايرنا در افغانستان را " روز خبرنگار" ناميدند. حال در تكريم اين شهدا چه اقدامي و چه حركتي شايسته است؟
***
اين هواپيماي C130 هم كه چه عزيزاني را از ما گرفته است. مهر گزارش داد: هواپیمای"C130" سقوط کرده در شهرک توحید از همان نوع هواپیمایی است که شهیدان محلاتی، فکوری، جهان آرا ، نامجو و شاهچراغی نیز بر اثر سقوط این هواپیما در زمان جنگ با عراق شهید شدند. گذشته از اين، قصه تلخ سقوط هواپيماها در آسمان ايران هم كه پايان يافتني نيست.
***
لحظاتي پس از وقوع سانحه ، ترافيك سايتهاي خبري فارسي زبان در اينترنت به اوج رسيد. همان اتفاقي كه به كرات در زمان انتخابات اخير رياست جمهوري اتفاق مي افتاد. شايد اين خود گوياي اهميت و تلخي اين رويداد باشد. عکس مرتبط
***

تحريف نام تاريخي خليج فارس در يكي از خدمات سايت اينترنتي "گوگل" ، موجي از اعتراض ايرانيان داخل و خارج كشور را بر انگيخته است.
Google Earth عكسهايي ماهواره اي از منطقه خليج فارس را با هويتي تحريف شده به نمايش در مي آورد. بر اساس اين گزارش، در هنگام مشاهده تصاوير مربوط به اين منطقه از ارتفاع هاي خاص از سطح زمين، نام واقعي "Persian Gulf" و در برخي فواصل ديگر عنوان مجعول "The Gulf" نمايش مييابد. جالب اينكه در برخي ارتفاعهاي خاص هر دو عنوان نمايش داده ميشوند. در همين حال برخي كاربران اينترنت نيز درهنگام استفاده از اين خدمات ،مشاهده عبارات مجعولي مانند Arab Gulf (خليج عرب ) و "درياي بندر بوشهر" گزارش كرده اند.
اين مسأله با اظهار تعجب برخي بازديد كنندگان غير ايراني در تالارهاي گفت و گو درباره اين خدمات گوگل نيز مواجه شده است.
اين سرويس گوگل به واسطه فراهم آوردن امكان دسترسي تروريستها به عكسهاي ماهوارهاي با كيفيت بالا از مناطق حساس جهان ، پيش از اين با اعتراض مقامهاي ارشد كشورهايي نظير هلند، كرهجنوبي ، هند و تايلند مواجه شده است.
پيش از اين نيز اقدام مؤسسه نشنال جئوگرافيك آمريكا در تحريف نام خليج فارس به خليج عربي با واكنشهاي گسترده در داخل و خا رج كشور مواجه شد كه اين مؤسسه در مقابل اين فشارهاي فزاينده مجبور به عقب نشيني شد.
نامه اعتراض به سایت گوگل را امضا کنید
Persian Gulf -True name, false name : GOOGLE Earth Community

قصد داشتم از "مصائب روزنامه نگاري" بنويسم، البته با بهره گيري از تجارب شخصي و ديگران. متأسفانه سرآغاز اين بحث با وقوع حادثه اي تلخ براي يك عكاس مطبوعاتي هموطن همزمان بود.
درباره اين حادثه و ابعاد مختلف آن خواهم نوشت . هم اينك بايد دست به دعا برد تا جامعه مطبوعاتي از وجود "بهادري" عزيز محروم نشود.
و اما خبر : در حاشیه ديدار تيمهاي فوتبال پرسپوليس و ملوان، حشمت بهادري عکاس ورزشي روزنامه «پيروزي» و «البرز» توسط ماموران ورزشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در قسمت ICU بيمارستان آتيه بستري شد. ادامه
همچنین بخوانید:
واکنشها - اولین گفت و گوی عکاس مجروح : عکاسان اعتصاب نکنند
گزارش تصویری مهر از حاشیه وقوع حادثه
"خبرنگاري بحران" عنوان واحد درسي است كه به منظور شناخت شيوه هاي تهيه و ارسال خبر ا ز مناطق بحراني ناشي از جنگ، زلزله، سيل و... در دانشكده خبر تدريس مي شود.
در اين دوره، دانشجويان رشته كارشناسي خبرنگاري مي آموزند كه در بحران كه امكانات زيستي دشوار شده و ابزارهاي ارسال خبر به حداقل خود رسيده است چگونه به ارسال خبر بپردازند.
ترم اول تحصيلي 84-83 كه اين واحد درسي را انتخاب كرده بودم، آقاي "احمد خادم المله" مدير عامل كنوني خبرگزاري جمهوري اسلامي – ايرنا - تدريس آن را به عهده داشت. سوابق ايشان از جمله در زمينه ارسال خبر در زمان جنگ و نيز تجربه منحصر به فرد ارسال خبر از واقعه يازدهم سپتامبر در شهر بحران زده نيويورك نقش اصلي در موفقيت دوره داشت و بدون شك دستاوردهاي ارزنده اي براي همكلاسي ها به همراه داشت. يكي از دوستان (احتمالاً) براي اولين بار در كشور در زمينه بيمه خبرنگاران در شرايط بحران مجموعه اي را تدوين كرد. گروهي هم مسوول بررسي نحوه پوشش خبرهاي بحران در رسانه هاي داخلي و خارجي شدند. بحران يازدهم سپتامبر در رسانه هاي آمريكا يكي از اين تحقيقات ارزنده بود و موضوعاتي ديگري كه در ذهنم نيست.
گروهي كه من عضو آن بودم مأموريت يافت در گفت و گو با پيشكسوتان عرصه خبر و اطلاع رساني ، اقدام به شناسايي "گافهاي خبري" كند. شناسايي گافهاي خبري از اين جهت مهم است كه خبرنگار مراقب باشد اشتباهي مشابه در كار ارسال خبر انجام ندهد،اشتباهاتي كه مي تواند نقش بسيار مهمي درتشديد بحران داشته باشد.
خواندن حاصل گفت وگويم با رشيد بهاروند از پيشكسوتان ايرنا خالي از لطف نيست:
خلاصه سوابق حرفه ای
بهاروند در سال 1339 دیده به جهان گشود. او در سال 1361 تحصيل در رشته مهندسی عمران را با هدف حضور در صف مدافعان میهن در جنگ تحمیلی رها کرد و در این میان به فعالان عرصه اطلاع رسانی در سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی – ایرنا – پیوست. خلاصه ای از سوابق وی عبارت است از :
· 64-1361 رئیس دفتر خبرگزاری ج . ا. در لرستان
· 68- 1364 رئیس دفتر خبرگزاریج . ا. در کردستان( از سال 74 دبیر منطقه2 )
· 76-1368 رئیس دفتر خبرگزاری ج . ا در خوزستان
· 77- 1367 دبیر در سازمان مرکزی خبرگزاری
· 80-1377 نماینده خبرگزاری جمهوری اسلامی در قزاقستان( آلماتی)
بهاروند پس از پایان ماموریت در خارج کشور در سمتهای معاونت بخش شهرستانها، سردبیری شب ، معاونت اداری- مالی دانشکده خبر به فعالیت مشغول بود.
وی در حال حاضر دبیر اجرایی ستاد انتخابات ریاست جمهوری سال 84 در "ایرنا" است.
دیدگاه
گاف
بهاروند معتقد است
· گافهای خبری به اشتباهاتی گفته می شود که حین فعالیت خبری
از روی عمد یا سهو اتفاق می افتد.
· کسی که زیاد کار خبری انجام دهد به احتمال قوی اشتباهاتی نیز مرتکب شده است. همچنانکه من در يک روز کاری
پیش آمده که تا 160 خبر هم امضا کرده ام که کاری وحشتناک
و طاقت فرساست. از این رو نباید به این گافها خرده گرفت
بلکه باید در کار کسانی که واقعاً کار می کنند
ولی گاف نمی دهند با تردید نگاه کرد.
گافهای خبری
با بررسی گافهای خبری که توسط آقای بهاروند طرح شد، می توان این گافها را در سه نکته زیر طبقه بندی کرد:
1 - نا آشنایی نسبت به جغرافیای محل ماموریت و کم دقتی در ذکر اسامی اماکن
2 - نا آشنايي با واژه ها، عبارتهای حوزه تخصصی فعالیت خبری و استفاده نادرست از این واژه ها
3 – نا آشنايي با نام و شناخت شخصیت ها و مسئولان در حوزه تخصصی فعالیت خبری
1 - ضرورت آشنايي نسبت به جغرافیای محل ماموریت و دقت در ذکر اسامی اماکن
· خبرنگار اعزامی خبرگزاری به شهرکرد در گزارش ارسالی خود نوشت: " استان × کهگیلویه و بویراحمد × امروز میزبان بهترین هنرمندان تئاتر دفاع مقدس بود."
صحیح : استان چهارمحال و بختیاری
2 - ضرورت آشنایی با واژه ها،کاربرد عبارتها و رویدادهای حوزه تخصصی فعالیت خبری
J ( گاف شخصی:) مدتی خبرهای ارسالی از شوروی را به روی خط خبرگزاری ارسال می کردم. در گروهی از این خبرها از مجموعه " کنسرسیوم نفتی شورون" استفاده شده بود که من فکر می کردم شکل صحیح آن "کنسرسیوم نفتی شوروی " است و به همان صورت هم اصلاح می کردم تا اینکه بعد از مدتی همکارمان در شوروی سابق تماس گرفت و گفت :" به خدا، این کنسرسیوم اسمش شورون است نه شوروی "
J يك روز همکار ما از نیویورک خبری فرستاد که " صندوق کودکان سازمان ملل متحد ( یونسکو ) امروز طی اطلاعیه ای حمایت از حقوق کودکان را در کشورهای آفریقايي خواستار شد "
که استفاده وی از "یونسکو" به جای شکل صحیح آن یعنی "یونیسف" نیز گافی خبری بود.
Jساعت 10:30 صبح جمعه يكي از ایام کاری، نمابری دریافت کردیم که خبر مربوط به خطبههای نمازجمعه یکی از شهرستانها بود. بعد از دریافت این خبر بلافاصله با خبرنگار فرستنده خبر تماس گرفتیم . چرا که نمازجمعه معمولاً تا ساعت ۱ بعد از ظهر طول میکشد و ساعت حدود 3:30 یا بعد از آن خبر آماده ارسال میشود.
خبرنگار ارسال کننده خبر در شرح ماوقع گفت: " شب گذشته منزل امام جمعه شهرستان بودم و او مطالبی را که قرار است امروز در نماز جمعه مطرح کند ، به من گفت."
این گونه بود که از انتشار این خبر خودداری کرديم .
J (خاطره) هنگام تهیه گزارش از جبهه در زمان برگزاری عملیات کربلای 5 ، خبرنگار صداوسیما نیز در حال فراهم آوردن مقدمات گزارش تلویزیونی خود بود که ناگهان وضعیت جسمانی وی از تعادل خارج شد و بیماریاش امکان گزارشگری از جبهه را از وی سلب کرد.در این زمان بود که همکاران صداوسیما از من خواستند که به جای او جلوی دوربین تلویزیون به ارائه گزارش بپردازم.
من که تا آن زمان تجربه چنین کاری را نداشتم قبول کردم ، منتها در هنگام شروع ، ناگهان آيه
" وقاتلوهم حتى لا تكون فتـنة " ( سورة البقرة - آية 93 وسوره الانفال- آية 39 )
را غافل از اینکه خواندن این آیه در مورد اسرا وجهیت ندارد را خواندم و بعد از آنکه متوجه این کاربرد نادرست آیه شدم ، برای تصحیح اشتباه پیش آمده ادامه دادم :
" ... ملت شريف ایران! اینها مزدوران عراقی هستند که هم اینک به دست دلاورمردان این مرز و بوم به اسارت درآمده اند...."
اگرچه کار روزنامه نگاری و اطلاع رسانی در حوزه رسانه های مکتوب این فرصت را فراهم میآورد که در مورد مطالب در دست انتشار بررسی لازم به عمل آید اما در حوزه خبرگزاريها و رسانه های دیداری وشنیداری این امکان کمتر فراهم است و توجه بیشتر فعالان این رسانهها را می طلبد.
3 – ضرورت آشنايی با نام و شناخت شخصیت ها و مسئولان در حوزه تخصصی فعالیت خبری
J همکارمان از همایشی در آتن خبری با این مضمون ارسال کرد:
"....بعد از سخنان وزیر خارجه یونان به عنوان میزبان این همایش ، نخست وزیر آمریکا هم طی سخنانی گفت: امروز جهان بیش از پیش نیازمند توجه به مسئله حقوق بشر است "
که اشتباه او ذکرعنوان " نخست وزیر " بهجای شکل صحیح آن" رئیس جمهور" بود.
برای مثال سایت بازتاب که مدعی است بیشترین بازدید کننده را در میان سایتهای خبری فارسی به خود اختصاص داده است در ۱۷ و ۲۴ ژوئن با بیشترین مراجعه همراه بوده است.این ایام دقیقا همزمان با برگزاری انتخابات در ایران بود.
اگر قرار باشد مقایسه ای بین سایتهای خبری انجام شود نمودار بالا تا حد زیادی کمک میکند. خطوط آبی، سبز و قرمز به ترتیب نمایانگر تعداد بازدیدکننده سایتهای بازتاب، خبرگزاری جمهوری اسلامی- ایرنا- و خبرگزاری دانشجویان - ایسنا - است.
نمودار نشان میدهد شوک انتخابات به ایسنا و ایرنا هم وارد شده است. این شوک به حدی بود که در زمان برگزاری انتخابات و روزهای نخست پس از آن چنان بار ترافیکی بر این سایتها وارد شده بود که عملا دسترسی به آنها با مشکل مواجه بود؛ از این رو بود که ایسنا برای پاسخ دادن به تعداد بالای مخاطبان خود نشانیهای جدید اینترنتی اعلام کرد.